روز از نو ، نوروز از نو
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۸ فروردین ۱۳۸٧  
به نام خداوند قلم ؛

می سرایند این برخوانان طبیعت سرود تازگی را که بپاخیزید ای ماسوا برای نو شدن ! ... و تویی که چشم و گوش بر این داستان راستان بسته ای ، چه بی نصیب مانده ای!

نوروز اسم زیبا و با مسمّایی است ! ترکیبی از «نو» شدن که برگرفته از حس طبیعت در این ایام سال است و «روز» که نماد روشنی و شروعی دوباره برای پایندگی و بالندگی است ! نوروز نمادی از بهتر شدن است چه آنکه در عقاید ما همواره روز جدید باید بهتر از روز گذشته باشد و نوروز این پیام را برای من و تو می آورد که روزی نو در راه است و تو خسران زده خواهی بود اگر پیام نوروز را نشنوی و نو نشوی ...!

اما نو شدن را چه می توان معنا کرد ؟ این سؤالی است که شاید جواب آن نیمی از مسیر ِ نو شدن باشد ... عده ای پاسخ خود را از ظاهر طبیعت الهام می گیرند و نو شدن را در پوشیدن لباس های جدید و بدیع ، غبار روبی از محل سکونت و هر آنچه که ظاهراً نو شدن را برساند ، خلاصه می کنند . اما ذهن ریزبین انسان به این گونه تأبیرات نباید ارضا شود . نو شدن معنای والایی است . چه خوب خواهد بود اگر غبار روبی از محل سکونتمان شروعی باشد برای غبار روبی از دلهایمان (این هدیه‌ی الهی) . چه خوب خواهد بود اگر از تن در آوردن لباس های کهنه و به تن کردن لباس های نو شروعی باشد برای جدا کردن کردار زشتمان و تلاش برای اکتساب صفات حسنه ! چه خوب خواهد بود ...

قدمت دعای تحویل سال و این نکته که از چه زمان و چه خواستگاهی این رسم در بین نوروزیان جایی برای خود باز کرده ، خود نکته ای است شایان توجه ! (که متأسفانه من هم از آن بی خبرم ) اما نگاه عمیق تر به این دعا ، ما را متوجه آن می سازد که پدران ما بر این مسأله که نوروز هنگام نو شدن است تأکید فراوان داشته اند چه آنکه از خدای خود طلب کمک می کردند در انجام این مسیر ! بار خدایی که قلب ها را دگرگون می سازی ... بار خدایی که گردش روز و شب(و هر آنچه در کائنات قرار دارد ) در دستان قهار توست ... بار خدایی که مبدل احوالات هستی ... حال ما را به بهترین حالات تبدیل کن ! که همانا یکی از بهترین حالات حس نو شدن  است و این نکته که باید از حال و روز فعلی خارج شویم و شرایطی بهتر را برگزینیم ... نیل به این هدف کمی اراده می خواهد و دیگر هیچ !

-----

آقا یه ذره هم خودمونی :اول اینکه این مطلب رو باید در ایام نوروز می نوشتم اما از اونجا که مسافرت اولویت داشت و من تو سفر به اینترنت دسترسی نداشتم این شد که الان این مطلب رو می نویسم . شاید باورتون نشه من توی این ایام خیلی خیلی زیاد به حرفایی که بالا زدم فکر کرده بودم ، یعنی اگه بخواد نوروز هم مثه بقیه ایام سال بگذره و من هیچ تغییری نکرده باشم که به درد لای جرز می خوره این بزرگداشت نوروزم ! .... نه اینجوری نمی شه ! باید یه تغییری کرد . باید نو شد . چه جوریش دیگه هر کس به خودش بستگی داره ! من یه تصمیمایی گرفتم و می خوام عملیش کنم ، تو چی ؟ فکراتو کردی می خوای چی کار کنی ؟!؟!


 
السلام علیک یا عزیز الاعزاء
ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۸ اسفند ۱۳۸٦  

 

چگونه بسرایمت ای آشنای غریب ...

چگونه بسرایمت ای ضامن واماندگان بی دیار ...

چگونه بسرایمت ای سلطان ترین ...

می خواهم بسرایمت اما من کجا و بلندای تلألؤت کجا...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هیچ فکر کردی اگه ما ایرانی ها امام رضا رو نداشتیم ....        


کلمات کلیدی: مذهبی
 
همراه شو عزیز یا همراه نشو عزیز ...
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱٦ اسفند ۱۳۸٦  

 

انتخابات

 

سلام ...

باز ایام انتخابات شد و بحث در مورد اون ، نقل هر محفل بزرگ و کوچیک شده ! از توی تاکسی و بین مسافرا گرفته تا دانشگاه و جلسات بزرگ و کوچکش ... از روزنامه ها گرفته تا تلویزیون و حتی دیگه  این روزا می شه گفت دنیای مجازیِ خودمون ! به هر حال بخوایم یا نخوایم ، برامون خوشایند باشه یا نباشه داریم تو این جامعه زندگی می کنیم و خواه نا خواه ما هم با اتفاقات اون درگیر می شیم ! چیزی که مهمه نحوه‏ی کنار اومدن ما با اون اتفاقاست !

بگذریم ...

از اون موقعی که من از این چیزا سر در اوردم همیشه این بحث جالب (!!!) شرکت یا عدم شرکت در انتخابات (یا همون تحریم ) در ایام نزدیک انتخابات ، پایه‏ی بحث های انتخاباتی بوده ...! طرفداران هر کدوم از آراء بالا هم نظرات قابل احترامی برای خودشون داشتن ... به طوری که همیشه حرفی برای قانع کردنت داشتن .

انتخابات پیش رو هم مثل تمامی انتخابات گذشته شرایط خاص خودش رو داره ! اینکه بالاخره در سالهای اخیر مجلس های ششم و هفتم (با دو نوع عملکرد ) رو گذروندیم . اینکه در حال حاضر حکومت در دست افرادی است که شاید خیلی ها روش کار آنها را نپسندند . اینکه اختلاف نظر دو حزب اصلی کشور روز به روز در حال افزایش است و مردم خوب می دانند اگر فلان حزب بر سر کار بیاید چه روشی در اداره کشور دارد و هزاران دلیل دیگر باعث شده شرایط این انتخابات حالت ویژه ای پیدا کنه .

حالا اصل حرف من اینجاست ، در این شرایط ما می توانیم دو کار بکنیم :

1.      انتخابات رو تحریم کنیم . بالاخره باید روزی افراد صاحب قدرت متوجه شوند که مردم از این وضعیت خسته شده اند و می خواهند یک تغییر اساسی در وضع زندگی اجتماعیشان رخ دهد و آن روز همین امروز است . مردم از این همه دروغ گویی سران کشور خسته شده اند و احساس میشود که باید در سیستم سیاسی کشور تجدید نظر شود .  شاید هم چون با کلیت نظام مشکل داریم و نمی خواهیم سر به تن جمهوری اسلامی باشه در انتخابات شرکت نمی کنیم . و شاید هم چون به سلامت انتخابات اطمینان نداریم ، رأی نمی دهیم . 

2.      در انتخابات شرکت می کنیم . اما از سر زور ! به این خاطر که اگر ما در انتخابات شرکت نکنیم به هر حال افرادی از گروه مخالف وجود دارند که باعث می شوند آن گروه به قدرت برسد و چون در حال حاضر حربه ی تحریم برای رسیدن به اهدافمون کار پیش برنده ای نیست پس در انتخابات شرکت می کنیم تا همفکران یا گروه مورد علاقه ی ما به پیروزی برسد و ما به خواسته هامون برسیم . (حتی برای بیان اعتراضمون به برخی موارد (!) هنوز زود است که در انتخابات شرکت نکنیم . )

و البته گروه سومی هم وجود دارند که معلوم الحال هستند .

حالا باز می گردیم به همان نکته ی ابتدایی بحث « نحوه ی برخورد با اتفاقات جامعه » .... بالاخره هر کدوم از ما باید انتخاب کنیم که جزء کدام یک از گروه بالا بشویم و شاید این یکی از مهمترین مراحل کار سیاسی ِ اجتماعی ِ هر یک از ماست .

*****

پاورقی : در این نوشته از بحث عکس العمل کشورهای خارجی کاملاً چشم پوشی کردم و خواهشمندم شما هم با همین دید این مطلب رو مطالعه کنید .... چرا که اون بحث کمی درنگ بیشتری می خواد که فعلاً مجال اون نیست!

 


کلمات کلیدی: روزمره ،کلمات کلیدی: سیاسی
 
قاعده بازی
ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ٧ اسفند ۱۳۸٦  

راست می گن که هر چیزی برای خودش یه قاعده ای داره !

داشتم به حرف یکی فکر می کردم که می گفت زندگی همش یه قاعده ای برای پیروی داره ! از محبت گرفته تا نفرت ! از زندگی خصوصی مون گرفته تا زندگی اجتماعی مون !  ...

حرفش به نظرم خیلی منطقیه ! (حتی بیشتر ...!) زندگی همش قاعده است . تو اگه رو قاعده عمل کنی نه کسی بهت ایراد می گیره نه اصلاً تو اون کارت شکست می خوری !  حتی اگه اون مورد تنفر باشه !!!!!!!!!

حالا که بیشتر فکر می کنم و دلم می خواد بیشتر این قانون نانوشته رو با زندگی روزانه مون جفت و جور کنم می بینم بعضی از ما ها این قاعده رو رعایت نمی کنیم ! و اون وقته که انگار داریم خارج از حیطه ی کائنات عمل می کنیم !(چه قلمبه سلمبه شد ... اما خوب ، شد دیگه ) اون وقته که کائنات و یا همون چیزی که بعضیامون اسمشو می ذاریم سرنوشت حق داره ما رو زمین بزنه ! حق داره بهمون بگه برو پی کارت !!! فکرشو بکن حتی دشمنی کردن هم قاعده داره ! اما بعضیامون این رو قبول نداریم !!! جرا که فکر می کنیم اگه از یکی بدمون می یاد باید خردش کنیم ! باید چنان زیر پاشو خالی کنیم که با مغز بیاد زمین ! باید اگه قدرت داشتیم زیر پامون لهش کنیم .... نه ! نمی تونم خودمون قانع کنم که این کارا تو قاعده ی دشمنی نوشته شده ! حتماً دشمنی کردن هم برا خودش قاعده هایی داره که نباید از اونا تخطی کنیم !

نمی دونم چرا اصلاً رفتم سراغ دشمنی (!!!) ... فرقی نداره دوستی هم همین طوره ! عشق هم همین طوره ! عبادت کردن هم همین طوری ! عزاداری برای امام حسین هم همین طوره ! بله عزاداری هم همین طوره ! وای که چقدر بده آدم توی ایام محرم و صفر یه چیزایی از بعضیا می بینه که اسمشو می ذارن عزاداری بعدشم اگه بگی این کارا یعنی چه !؟ یه چیزی جوابتو می دن که نه سر داره نه ته !!!! 

 خلاصه اینکه بیایم همیشه از روی قاعده رفتار کنیم که یه وقت یقمون رو نگیرن که اون وقت ...

 

- -----------------------------------------------------------------------------------------------

پس نوشت : آقا کی می دونه چرا تلویزیون سعی داره از این مداحه که تا دیروز نمی شناختیمش « نزار القطری » رو می گم ، یه قهرمان و اسطوره بسازه !؟ برنامه دیشب تلویزیون رو دیدین  ....؟!؟!؟!


 
ُاستارت
ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز ٦ اسفند ۱۳۸٦  

سلام ؛

آشنایی من با پرشین بلاگ به سالها قبل بر می گرده ! اون موقع هایی که سنم کمتر از اینها بود ! اون موقع ها که من تازه وارد دوران پر افت و خیز دبیرستان شده بودم و چقدر یادآوری اون ایام برام شیرینه !

حالا بعد از چند سال دوری از پرشین بلاگ و شنیدن حرفای ضد و نقیض در مورد این دوست قدیمی و مجازی برگشتم تا این بار پخته تر از گذشته دمخور پرشین بلاگ عزیز بشم ! دنیای وبلاگ نویسی هم برای خودش دنیای جالبی داره ! تو این مدت هم زیاد از این دنیا به دور نبودم ، سعی می کردم خودمو با یاهو 360 راضی کنم اما هر جایی یه سری ویژگی ها مخصوص به خودشو داره ...! (البته این نکته به این معنا نیست که اونجا رو کاملاً ول کردم )

دلم می خواد خیلی قوی و با حوصله پیش برم ...

و تو این راه حتماً و حتماً دوستایی باید کمکم کنند .

همین


کلمات کلیدی: روزمره